خرید بک لینک
میدانی
این آرامشِ ظاهرم
گمراهت نکند …
در درون خانه بر دوشم






با یک چمدان پر از حرفهای نگفته باز میگردم

از سفری که تنها ارمغانش

ندیدنت بود

وبغضی که در گلویم پوسید

تا روی ادعای عاشقی ات خط بکشد…







چهار تا تکه چوب
نمی گذارد دوست داشته باشیم هم را
چهار چوب ها را آتش بزن
تا گرم شود دلم
فندک برای همین کارهاست!





برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم، دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم: «غصه نخور، میگذرد …»
برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم: «بس کن دیگر بزرگ شدی ….»

گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم، میبرمش به باغ رویا …
دلم، از دست من خسته است






هیچ کس به سکوت آدم ها نمی رسد؛

همه منتظر می نشینند به دادشان برسند!







می خواهم اعتماد کنم اما بد جایی دنیا آمده ام
زمین جایگاه مارهای خوش خط و خالی بود که هر روز نیشم می زدند!!






حوصله ات که سر میرود،با دلم بازی نکن!
من در بی حوصلگی هایم با تو زندگی کرده ام..






این روزها می گذرند اما ،

من از این روزها نمی گذرم …






دل که میگیرد

تنهایی بدجوری بغض می شود .









عروسک ها هم برای خود سرنوشتی دارند ...
یکی عروسک کنار بالش می شود روی تخت!
یکی عروسک لب طاقچه..
یکی هم مثل من از بخت بد ،
عروسک خیمه شب بازی/....

برچسب: نویسنده: baxgorg تاريخ: دوشنبه 25 ارديبهشت 1391 ساعت: 18:16

صفحه بندی