آمدم ای مأمن ارواح پاک جان بگیرم در تو ای گلگون خاک کوچه هایت آشنای درد بود خانه ات جولانگه نامرد بود شانه هایت زخمی شلاق هاست نخل هایت، سوگوار بس عزاست شهر من، ای بستر دریای خون! در تو جاری، معنی قرآن کنون تل خاک تو، نشان از خانه هاست بازوانت زخمی بیگانه هاست قامت سبز تو را خون رنگ زد چهره ات را دست دشمن چنگ زد خون مردانت اگر بر خاک ریخت نور ایمان بود و از افلاک ریخت کودکانت گر چه در خون خفته اند قصه بیداری ما گفته اند شهر من ای شطِّ پر خون آمدم هان! مپرس این جاده را چون آمدم زخم ها در سینه دارم، ریش ریش نقش یاران برده ام بر دوش خویش دیده ام تن های بی سر را به خاک سینه ها دیدم فراوان، چاک چاک آسمان، در چشم یاران تنگ شد مسجد و محراب از خون، رنگ شد این همه بیداد، آخر بگذرد زخم تیر و تیغ و خنجر، بگذرد شهر من! ای شهر پر آوای درد ای نشان پایداری در نبرد! زیر هر گامی شقایق کاشتیم تا که این پرچم فرا افراشتیم قلب تاریخ زمینی شهر من! غرقه درخون این چنینی شهر من! |
برچسب:
نویسنده: baxgorg