خرید بک لینک


باران که میبارد دلم برایت تنگ تر میشودراه میافتم....بدون چتر.....من بغض میکنماسمان گریه...?

من از دیار دریا برایت می نویسم..

از این چشم تنها برایت می نویسم!

تو از قلب مهربانت برایم بگو

تو را نفس کشم...

تو از هوای ابری دلت برایم بگو

از کنج اتاقت به آغوش سردم بازگرد،

تا از پشت پنجره ننگرم خیسی را!

دل من ابریست...

تنگ تنگ...

به هوای همان برگ های رنگ رنگ پاییز که چند سالیست قهر کرده اند و دیگر به خبایان ها زیر پاهای من و تو نمی آیند...

به هوای تو...

چه خوب می کند پروانه ی عشقت

که بر شانه ی خوابم می نشیند!

چه خوب می کند دل مهربانت

که از دلم نمی رود...

سردی هوا و گرمی لبهای تو

آرام می شوم با صدای ساکت تو

باز هم صدایم کن که تنها تو را می شنوم...

از کنج اتاقت از مقابل کامپیوترت به آغوش سردم بازگرد و باش

باش تا قلبم تو را را بنگرد و تو را...

باش با اشکم و بی اشکم.

بی تو اینچنین زار و تنها؟

بی تو اینچنین کوچک و سرد؟

فصل پائیز است و نمی بینم خود را!

به من بگو دلت چه کرد با من؟

که تمام شبهایی که کنارم بودی فریاد میزدم کاش بیایی پیشم!

تو میدانی که من

از نگاهت به خداوند می روم؟!

عشق دست یافته ی دست نیافتنی ام از اینکه با توام خوشحالم

بی تو ثانیه ها می گندد

باش با لحظه ی تلف شده ام تا بازگردد!

باش تا نگاهم از نبودن تو نشکند!

تو خود بگو:

می شود آیا عشقمان بی تو؟

می شود آیا دستمان بی هم؟

هنوز قدم می زنیم با هم

من و خیابان های با تو!

هنوز سخن می گوییم با هم

من و لحظه های مست تو!

هر جا که هستی هنوز ،

باران فصلمان (پائیز)

نمی بارد بر من، بی تو!

بی تو برگ های مهر و آبان و آذر نمی ریزند،

به یادت می بارند!...

باز باران با تو زیباست...

قطره های خیس باران با تو دریاست...

شرم دارد فصل من بی تو بیاید!

همان بهتر که نیاید!

شرم دارد بر نگاهی جز تو ببارد!

همان بهتر که نبارد!

باران آسمان من بر کدام صورت ببارد

به زلالی سیرت نورانی ات؟

تو را آبی یافته ام

از تمام واژه های شاد، شعرهای ناب،

ترانه های تازه بافته ام...

من نیز آبی ام

رنگ خودت، رنگ خدا، رنگ تمام واژه های ما...

از کنج تنهایی اتاقت به آغوشم بازگرد که به نگاهم رنگ داده ای...

بازگرد و باز به نگاهم بنگر

که چشمانم بی تو کم آورده است!

نشسته ام این سوی اتاق تا که بیایی...

خالی ام نگذار...

فقط چند قدم بیشتر نیست

حتی کت و شلوار و ماشین هم نمیخواهد!

از اتاقت تا روبه روی اتاقت

این من ،

تنها،

از " تو "

از این واژه پر است: " نام تو "

برچسب: نویسنده: baxgorg تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1391 ساعت: 16:22

صفحه بندی